عباس اقبال آشتيانى

290

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

تا آخر ميعاد هر روز آنچه نقد شود با فرع و خزانه‌دارى بوى رسانند و او را بعد از آن باسم علوفه و قوللقه چيزى ندهند و نگذارند كه نوكران خود را به محصلى به هيچ طرف فرستد و اگر رئيس ده و رياعا طريق اهمال و تغافل مسلوك داشته در ميعاد مقرر واجب خود را وصول ندهند محصل ايشان را گرفته جرمانه ستاند و هركس را كه بتقصير متهم باشد هفتاد چوب زنند و ميعاد اموال وجوه العين و اجناس ولايات بر اين موجب مقرر بوده : ميعاد وجوه العين هر ولايتى كه اقسام آن مختلف است تا بهر موضع از آن نوع بر وجهى كه معين گشته بر لوح نويسند و بر آن موجب جواب گويند ، قيجور ( ماليات جنسى ) و متوجهات رعاياى ده‌نشين كه عادت آنست كه در هرسالى به دو قسط رسانند و متوجهات صحرانشينان مقرر آنكه در اول سال يك‌دفعه جواب گويند و مأخوذ تمغا به موجبى كه مناسب هر ولايتى بر ظهر قلمى شده بر لوح ثبت كنند و لوح را در موضعش استوار گردانند تا بر آن موجب بقسط وصول دهند و به زياده و نقصان خلاف ننمايند ، از جمله متوجهات يك‌سالهء هر موضعى از نوروز جلالى تا بيست روز نصفى رسانند از وقت تحويل آفتاب به ميزان تا مدت بيست روز نصفى ديگر را جواب گويند ، خراج و مالى كه از قديم الايام بوجوه العين مقرر بوده از اول نوروز جلالى تا مدت بيست روز بدهند . خراج و وجوه العين كه مقرر بوده كه بوقت ارتفاعات صيفى جواب گويند از اول تابستان مدت بيست روز بدهند ، ميعاد و كيفيت قبض و تسليم انواع ارتفاعات گرمسيرى و سردسيرى شتوى و صيفى و بعض مواضع كه صيفى ندارد برين موجب ؛ گرمسيرات از شتوى و صيفى شتويه از گندم و غيره آنچه مقررى هر موضعى باشد بيرون از مواضعات به چهارپاى خود نقل انبارى كنند كه در آن حدود معين شده و بقابض تسليم نمايند و غايت مهلت آن هشت روز است ؛ صيفيه از اجناسى كه بموجب قانون بيرون از مواضعات مقرر شده به چهارپاى خود نقل انبارى كند كه در آن حدود معين گشته و بقابض رسانند و غايت مطلق آن چهل روز است . سردسيرىها صيفى و آنچه صيفى نداشته باشد ، شتويه بموجب قانون مقرر و تمام و كمال به چهارپاى خود نقل انبارى كنند كه در آن حدود معين است در مدت بيست روز ، صيفيه بموجب قانون مقرر بعد از موضوعات به تمام و كمال نقل كنند به انبارى كه در آن حدود است و غايت مهلت آن هشت روز است » ( جامع التواريخ رشيدى و حبيب السير ) 2 - قبل از غازان مرسوم چنين بود كه جهت انجام امور مهمهء دولتى و رساندن اخبار شهرها مأمورينى باسم ايلچى به اطراف روانه مىشد و اين رسم كه از عهد چنگيز معمول شده بود در دورهء ايلخانان صورت بسيار زشتى پيدا كرد به اين شكل كه عموم شاهزاده خانمهاى مغول و شاهزادگان و امرا و فرماندهان تومان و هزاره و صده و شحنگان و قورچيان و قوشچيان بعنوان خبردهى يا مصالح ديگر نوكران خود را اسم ايلچى داده بولايات مىفرستادند و هركس كه با ديگرى خصومتى يا مرافعه‌اى داشت و حاكم بعرض او نمىرسيد به يكى از مقربان چسبيده از او يك نفر ايلچى مىگرفت و با آنكه در هر يام‌خانه پانصد سر اسب بود گاهى براى سوارى ايلچيان به قدر كفايت